منثور

خاطرات روزانه یک انسان

منثور

خاطرات روزانه یک انسان

۵: دوپس دوپس از جنس غدیر

پنجشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۵۳ ب.ظ

دیشب از مهمانی که برگشتم کتاب پنج داستان را برداشتم. نازک با جلد خاکستری و قرمز عکس جلال آل احمد رویش. کتاب های جلال به خصوص مدیر مدرسه نون والقلم و خسی در میقات پتانسیل بالایی برای فهم مسائل سیاسی و اجتماعی امروز دارند. کتاب را تمام کردم یک فیلم و بعد خواب. هوا گرم بود و پتو بی خاصیت. زیر پاهایم انداخته بودم تا گرمم نشود. صدای جشن از نزدیک می آمد. جشن غدیر. و اعصابم خورد. البته نه به خاطر صدا. این جور هنجارشکنی ها بیشتر مرا کلافه می کرد. خواننده ی پاپ دعوت کرده بودند. البته دعوت که نه از هم شهری ها بود. از آن زیرزمینی ها. موسیقی را نفی نمی کنم ولی چنین کاری در جشن غدیر اصلا درست نیست. همه چی زیر سر شهرداری است. در این زمینه ها خوب عمل نمی کنند. به خود می پیچیدم و اصلا خوابم نمی برد. در فکر. « باید تبر وردارم و بند و بساطشونو بریزم به هم بی خاصیتای کم عقل» وقتی از این جور اتفاقات می افتد خیلی فکر و خیال می کنم. متن موسیقی چندان واضح نبود ولی مذهبی به نظر نمی رسید. آن هم با آن دست زدن ها و سوت کشیدن های بی مورد. به خصوص خانم های عزیز. سوت که چه عرض کنم. جیغ می زدند. خلاصه مارا بی خواب کردند و فکر و خیال هم الی ما شاء الله. صبح زود باید بیدار می شدم. البته که صدا قطع شد ولی من همچنان بی خواب والسلام

پ. ن. می دونم پایانش خیلی ضایع بود ولی خب هیچ جوری نمی تونستم تمومش کنم. ببخشید دیگه

  • مح اب

نظرات  (۳)

  • فروزان علمشاهی
  • سلام.
    از سبک نوشتن شما میشه فهمید که خیلی غرق در کتاب های جلال آل احمد هستید و قلم شما رنگ و بوی ایشون رو داره. این سبک نوشتن خوبه ولی شاید مخاطب رو سر در گم کنه..کلی عبارت در کنار هم و بدون فعل...کمی شلوغ و بی نظم و گاها فهمش سنگین.
    در کل موفق باشید
    پاسخ:
    بله حق با شماست. راستش رو بخواید من خوندن رو با کتابای جلال شروع کردم و خیلی به نثرش علاقه دارم ولی تلاش میکنم ساده تر بنویسم. ان شاء الله در پست های بعدی. بازم بابت نظر ممنون
  • سیدفاضل سجادی
  • نون والقلم که خیلی عالیه

    مدیر مدرسه اش هم خوبه


    پاسخ:
    بله اون قدر قشنگه که من هر کدومشو تو نصف روز خوندم. کم پیش میاد همچین کاری کنم
  • سیدفاضل سجادی
  • بعضی از کتابا هستند که آدمو دیوانه میکنند
    مست میکنند
    از خود بیخود میکنند
    آدم رو از زندگی میندازن
    ولی در عوض آدم رو آدم میکنند

    من دو سه تا میگم بقیشو شما بفرمایید( نظر سنجی کردن هم خودش دنیایی داره)

    با این کتاب زندگی میکنم عشق میکنم صفا میکنم احساس شجاعت میکنم(حکایت زمستان)
    با این کتاب حماسه ها می بینم قهرمان ایرانی ای که هالیوود هم نمیتونه مثلش واقعی بسازه( رقصی چنین میانه میدانم آرزوست)
    این کتاب هم که توصیه رهبر بود و خاطره آفرینی کرد برام و استقامت یک دانشجوی مسلمان انقلابی رو به رخ همه می کشه(خاطرات سفیر)

    با قی اش بماند
    اما اگه کسی هر کدوم از این کتابا رو نخونه 
    میتونم بگم به بلوغ 20 سالگی نرسیده
    و عمرش بر.... رفته
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی