منثور

خاطرات روزانه یک انسان

منثور

خاطرات روزانه یک انسان

۲: کمپین حمایت از حقوق گوسپندان(!)

چهارشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۰۲ ق.ظ

ساعت شش صبح رسیدم خانه و کلید صندوق را برداشتم تا مدارک جبهه و شهادت عمو را از درون آن بردارم. هنوز یک ساعت تا نماز عید قربان فرصت بود و من گرسنه و البته پای اینجانب دردناک از بازی شب گذشته. به پیاده روی نرفتم. یک تکه سنگک کنجدی از فریزر ورداشتم. فریزر سفیدرنگ پارس با نقش پنگوئن روی آن و احتمالا مال بیست و پنج سی سال پیش. اما هنوز هم خوب کار می کرد. سنگک را خوردم و وضو و لباس و دوچرخه و در را باز کردم و سوار شدم. هنوز از کوچه خارج نشده بودم که معلم سوم ابتدایی سوار بر موتور مرا دیدند. کنار ایستادند و سلام و تبریک رتبه ی کنکور و ان شاءالله پزشکی و از این حرف ها. مردی جوان خوش تیپ موهای سیاه و تمیز و مرتب با لباسی به رنگ آسمان. تنها معلمی که در دبستان به دست بچه ها خط کش می زد. علی ای حال به حرکت ادامه دادم و از پیچ و خم های بازار سنتی و میدان اصلی شهر گذشتم. میدانی با گلکاری های زیباو عکس دو تا آهو یک عراده ی توپ و پنج تا پرچم دراز ایران و البته شهرداری وسط. جلوی مسجد خلوت بود و من در شک. درست آمده ام یا... سینی شکلات درب مسجد و دو تا سرباز سبزپوش جوان یکی احتمالا اوایل سربازی و دیگری بزرگ تر کنار در مسجد. بزرگ تر به من گفت:«چرخ عقبت کم باده... پنچر میشه ها!» و من «بله» و البته بی اعتنا. شکلات لیمویی سبز رنگ شیشه ای برداشتم و پله های سنگی را بالا رفتم و آب سردی کفش و مهر و کتاب دعا و نشستم. سه چهار نفر بیشتر نبودند و دعای ندبه شروع شد. دوستان یکی یکی می آمدند و دعا تمام و مداحی و بعد نماز. نمازی بسیار طولانی و من در فکر کمپین حمایت از حقوق گوسپندان(!) و آغاز رژیم هوا خوری و خاک خوری و هوا خوری و خلاصه بی جان خوری(!) نماز تمام شد و خطبه ها و بعد صحبتبا بچه ها از کنکور و درصد زمین و قیمت دلار و ای کاش دلار می خریدم و ... بعد قرار امشب که روز دعوت به خخطر رتبه ی کنکور را تعیین کنیم. سوار بر چرخ با دوستم برگشتیم. دستم روی دوشش و مرده خواری می کردم.(کار همیشگی ام است) و او هم ساکت و البته گاهی غری هم میزد. سر کوچه از هم جدا شدیم و در خانه و همان آش و همان کاسه.

  • مح اب

نظرات  (۴)

  • پیـــچـ ـک
  • سلام
    زیر پستای این جوری نمیدونم چی باید بگم...
    مممم...
    مثلا رتبه کنکورتون چند شد؟

    این سوال خوبه؟
    پاسخ:
    دو رقمی منطقه ۳ دیگه دقیقشو بگم ضایع میشه
  • پیـــچـ ـک
  • چه رشته ای؟
    خیلی رتبه خوبیه! البته این چیزا برای پونزده سال پیش منه...ولی هنوز یادمه حس خوبش..
    توی دانشگاه چی دوست دارید بخونید؟!
    پاسخ:
    والا اگه مطلبو میخوندید متوجه میشدید رشته ام تجربیه(شایدم مطلبو بد نوشتم و ازش این جوری برداشت نمیشه)
  • پیـــچـ ـک
  • پزشکی؟
    گفتم معلمه کتک میزده لابد همین جوری چرت و پرت گفته. مخصوصا که مال کلاس سومتونم بوده. یه ذره بچه بودید تعیین رشته نکرده بودید که...همین شد اعتماد نکردم...
    پاسخ:
    بله.
    یه سوال در مورد مطالبی که مینویسم دارم. راستش من خیلی به جلال آل احمد علاقه دارم مخصوصا مدیر مدرسه و خسی در میقات. به خاطر همین هم سعی میکنم جملاتم رو کوتاه و گاهن بی فعل استفاده کنم. ولی خب تا حالا هیچی ننوشتم و خودم میدونم کیفیت نوشتنم پایینه. به نظرتون با این سبک همین جوری روزنوشت بنویسم بهتره یا برم دنبال داستان و بیان مشکلات جامعه و غیره...
  • پیـــچـ ـک
  • توی وبلاگنویسی براتون چی مهمه؟
    اگه مخاطب براتون اولویت داره همین روزانه نویسی اما کوتاهتر. مینی مال بنویسید.
    اما اگه براتون صرفا تخلیه روانی و هیجانی داره هرجوری و هرچیزی دوست دارید بنویسید. یواش یواش در هر دو صورت مخاطب خودتون رو پیدا میکنید.

    من فکر کردم شما نویسنده اید. خوب مینویسید. اما وقتی روزمره براتون مهم نیست و ازش گذر میکنید، و نگاه عمیقتری رو طلب میکنید چرا دغدغه هاتون رو هم به نوشته هاتون اضافه نمیکنید؟!

    میدونید از چی نوشته هاتون خوشم اومد؟ اولا روند ثابت داره. سیرش کند و تند نمیشه. ثانیا احساس میکنم دقیقا همین نگاه "روزمره و زندگی برای گذر کردن" هست اصلا باعث انتخاب این سبک نوشتن شده.
    از شما بخوان مثلا در مورد ...مثلا فلسفه زندگی حرف بزنید خیلی دقیق و جزنی نگرانه و با حساسیت روی واو به واو نوشته هاتون حرف میزنید.

    درسته؟
    پاسخ:
    ممنون از نظرتون. راستش درمورد نوشتن نمی دونم ولی در مورد کارهای دیگه ای که می خوام انجام بدم خیلی دقیق و وسواسی عمل می کنم. توی همین نوشته به کمپین گوسفندا اشاره کردم و خب این تقریبا یک دغدغه بود. ایده ی خوبیه که دغدغه ها رو وسط مسائل معمولی بنویسم. نظرتون واقعا به من کمک میکنه. بازم ممنون
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی